|
|
نوشته شده در جمعه 91/8/26
ساعت : 1:19 عصر
نویسنده : محسن خوش اخلاق
نظرات
|
|
سینه ام از شب قبل محرم گفت که ای محسن جان،چرا شروع نمی کنی؟من آماده ام... شب محرم است.تو شروع کن ... به او گفتم چشم و با فریاد گفتم به خاطر حـــــــــــــســـــــــــــیــــــن و شروع کردم.گریه و زاری برای آقا امام حسین(ع)...هنوز دلم گرفته...ای آقا کجایی؟

:: برچسبها:
عجایب
|
|
|